شیخ اجل سعدی شیرازی

تو با این مردم کوته نظر در چاه کنعانی

به مصر آ تا پدید آیند یوسف را خریداران

 

آینده نگری

یادمه سربازی که بودم افسرهای ژادگانمون از درد بی ژولی و اینکه واسه آینده هیچ ژشتوانه ای ندارن می نالیدن . تا اینکه تعاونی ژادگان یک زمین خوب رو تفکیک کرد و به اونها به قیمت ارزونی فروخت . من همیشه می گفتم اینم سرمایه زندگیتون برید حالشو ببرید . حداقل می تونید یه خونه از خودتون داشته باشید . کم کم گذشت می دیدم ماشین ۲۰۶ خیلی تو ژارکینگزیاد شده و همه افسرها یک موبایل آخرین سیستم دستشونه . فهمیدم یکیشون زمینشو فروخته ارزون و باهاش رفته این چیزا رو گرفته بقیه هم واسه این که کم نیارن این کار رو کردن . حالا فهمیدم اینها حقشونه همیشه هشتشون گرو نهشون باشه .

 

کودکی

جواب دوستم سعید باعث شد یاد دوران کودکی بیفتم . کودکی ما با کودکی بچه های امروزی از زمین تا آسمون فرق داشت . بد نیست مرور خاطرات کنیم .

عصر ها ساعت ۵ . همه یادشونه . تنها برنامه بچه ها . چون اون زمان ویدیو و ماهواره نبود تلویزیون ما خلاصه میشد در ساعت ۵ و ساعت ۲ تا ۵ روز های جمعه .  کارتونهای ما همه مفاهیم اجتماعی داشت و به نحوی با فقر و در به دری و بی مادری و این چیزا مربوط میشد . من خودم سریال الیور تویست تاثیر خیلی بدی روم داشت و شبها خواب می دیدم فاگین می خواد منو بدزده . بچه های مدرسه والتز با اون محیط تاریکش . واقعا کارتونهایی ما می دیدیم که قابل مقایسه با بتمن و گارفیلد و ... الان نیست .

کودکی ما با یک حس واقعی همراه بود . چه حسی از این قوی تر که در زیر زمین خونه تو تاریکی نشستی و داری دعا می کنی سر موشک طرف خونت کج نشه .

امتحانات در پناهگاه . این تجربه ای هست که وقتی واسه بچه های امروز می گی باورشون نمیشه.

تو مدرسه همه کچل با ناظم های خشن همراه با خط کش و شلنگ . با اینکه تو مدارس خوبی درس خوندم . ولی وقتی مدارس الان رو می بینم می بینم مدارس ما مثل اردوگاه اسرا بوده .

گندترین لحظه و نحس ترین صدا واسه من صدای تیتراژ برنامه گزارش هفتگی بود . یعنی جمعه تمومه . این صدا سنگینی و دلگیری عصر جمعه رو واسه ما صد چندان می کرد .

اووووف . نمی خوام دیگه به کودکی یرگردم .

روح ملکوتی

ای ارواح ملکوتی . به ما نگاه نکنید . به این زمین ننگرید . چرا که زمین را خون و پلشتی گرفته . ای ارواح ملکوتی گوشهایتان را بگیرید . چون دیگر از زمین جز صدای ناله و فریاد . صدای انفجار و ضجه - صدای فریاد سیاستمداران خودکامه و کف زدنهای طرفدارانشان صدایی به گوش نمی رسد . بینیهایتان را بگیرید . چون هوا مسموم است . آسمان خاکستریست . بوی خون و دود گازوییل در هم آمیخته .

ای ارواح ملکوتی در ملکوت خداوند سیر کنید و از روشنایی لذت ببرید . اینجا را دروغ و ظلمت فرا گرفته است .

دیگر کسی نمی داند آنکه اکنون او را در آغوش فشرده فردا طناب دار را بر گردنش نمی اندازد . آنکه اکنون برایش چای می ریزد فردا شوکران به دستش نمی دهد .

 

فاصله نسلها

نمی دونم چقدر به فاصله بین نسلها اعتقاد دارید . ولی اگه اعتقاد ندارین بد نیست یه کم به اطرافتون دقت کنید . نمی دونم کی به من می گفت تحقیقاتی که شده دیدن هر ده سال تیپ اجتماعی عوض می شه . حالا این یعنی چه ؟ یعنی منی که متولد ۱۳۵۹ هستم به دهه ۵۰ بیشتر شبیهم تا دهه ۶۰ . با اینکه یکسال با دهه ۶۰ فاصله دارم . و هر دهه تیپ اجتماعی خودش رو داره . ولی من دارم احساس خطر می کنم واسه جامعمون . چون این دهه ۷۰ که می بینم واقعا احساس می کنم یا من از یک سیاره دی هستم یا اونها از یک سیاره دیگه . من اصلا به هیچ وجه نمی خوام بگم کدوم خوبه کدوم بده . ولی چیزی که واسم اهمیت داره این هست که ما با پدر و مادرمون اینقدر تفاوت نداریم که اینها با ما دارن . شما هم تا حالا به این تفاوتها فکر کردید ؟  

دین

حضرت موسی یه مدت رفت تو کوه طور با خدا خلوت کنه . وقتی برگشت دید پیروانش یک گوساله رو گذاشتن جلوشون و می پرستن . سرشون داد زد که بیچاره ها . الان هست که خدا پدرتون رو در بیاره . اونها هم زرد کردن و به غلط کردن افتادن . بعد گفتن چه کار کنیم خدا ببخشتمون . موسی از خدا پرسید . خدا جواب داد بگو توبه کنن یه گاو هم به عنوان جریمه بکشن . از اونجا که اونها خیلی ابله بودن پرسیدن : گاومون نر باشه یا ماده ؟ خدا گفت ماده . گفتن وزنش چقدر باشه . خدا گفت نه بزرگنه کوچیک . گفتن رنگش چی باشه . خدا گفت زرد . در حالیکه به حال مخلوقاتش تاسف می خورد . خلاصه هی اونها گیر دادن . خدا هم کارشون رو سخت تر کرد . بعد کلی پدرشون در اومد تو کل مصر فقط یه گاو با اون مشخصات بود به قیمت افی خریدند و قربانی کردند . در حالیکه خدا از اول فقط یه گاو خواسته بود ازشون . دین خدا هم سخت نیست خیلی . فقط ازت می خواد خوب باشی و خدا رو بپرستی و یه سری کارهایی رو واسه خدا انجام بدی . ولی ما هم یه کم شبیه این داستان شدیم که تا تونستیم سوالهای عجیب غریب واسه خودمون در اوردیم و اینقدر کار رو پیچیده کردیم .