
بابا این اعتراف شب یلدا خیلی خطریه . آدم که نباید پتش رو بریزه رو آب که . پس ابرو حیثیتمون چی میشه . ولی خوب چون دوستان عزیز (نگاهی نو و عابر ) خواستند به روی چشم .
۱- تا حالا عاشق نشدم ولی اولین کسی رو که دوست داشتم جرات نکردم بهش بگم و همه چیز تموم شد و داغش به دلم موند .
۲- یه بار در دعواهای بچه گانه ای که با داداشم داشتم با آچار زدم تو سرش بیهوش شد یه بار هم شیشه خونمون رو آوردم پایین . جای چنگ من هم هنوز رو صورتش هست و البته جای چنگ اونم رو صورتم مونده .
۳- از بچگی شدیدا به آلوچه و لواشک مخصوصا غیر بهداشتی علاقه داشتم و هنوز هم دارم . کلا خیلی بهداشتی نیستم.بچه که بودم دوست داشتم سوپر مارکت بزنم .البته فضانورد هم دوست داشتم بشم و همش کتابهای فضایی می خوندم .
۴- اولین روزی که رفتم مدرسه(ابتدایی) منو به علت اذیت کردن از صف کشیدن بیرون و گذاشتن دم دفتر . اولین روزی هم که رفتم دبیرستان باز منو به خاطر مو بلند از صف کشیدن بیرون نگذاشتن برم سر کلاس .
۵- تا قبل از اینکه وارد رشته پزشکی بشم مرده ندیده بودم و از دیدن زخم و خون حالم به هم می خورد ولی تا دلتون بخواد قورباغه و مارمولک تشریح کرده بودم .
اینم از اعترافات تکان دهنده من .