تابستون

۱۰ روزه تابستون شروع شده . تابستون دیگه مزه قبل رو نمی ده . چون احتمالا بزرگ شدیم . چون تابستون یعنی کودکی . یعنی شلوغی - یعنی دوچرخه رو تعمیر کردن و تو کوچه دور زدن . تابستون یعنی هندونه . کلی میوه های خوشمزه . تابستون یعنی بوی کلر استخر . بوی نم کولر . تابستون یعنی شمردن روزهای باقی موندش و غصه خوردن واسه روزهای گذشتش . تابستون یعنی شام خوردن تو حیاط . آب پاشی عصر باغچه ها . تابستون یعنی کلی خاطره قشنگ. خدایا این خاطرات رو لا اقل از ما نگیر .

پ.ن : یه مدته انگار از معقولات خارج شدم . شرمنده .

ملتها

آیا ملتها گروگان دولتهایشان هستند ؟ روزگاری فیلمهای جنگی که می دیدیم عراقیها رو موجودات ابلهی نشون می دادند که شبیه انسان بودندو با یک گلوله بیست تاشون مثل پشه کشته می شدند . با مرگصدام و بهبود روابط فیلمهای جنگی این روزها یک تغییر رویه دادند . حالا عراقیها انسانهای بیگناهی بودند که به زور صدام به جبهه ها فرستاده شده اند. حالا نشان می دهند آنها هم مثل ما زن و بچه داشتند . یکی چشم به راهشان بود . خدا را می پرستیدند و اعتقاداتی شبیه ما داشتند . واقعیت این است که همه انسانهای روی زمین ۴۶ کروموزوم - دو دست - دو پا دارند . احساسات شبیه هم . علائق شبیه هم و آرزوهای نزدیکی به هم دارند . حالا یکی میاد بالا سرشون که به دلایل مختلف با یک کشور مشکل دارد . و چنین می شود که حالا مردمی که که عملا هیچ مشکلی با هم نداشتند یکروزه دشمن خونی هم می شوند و به خون هم تشنه . یعد از اینکه یک ملیون نفر از هم رو تیکه پاره کردند به این نتیجه می رسند که تمومش کنند و دوباره دو ملت با هم برادر می شوند . وقعیت اینه که انسانها با هم مشکلی ندارند . مشکل دنیا در دولتهاست . این دولتهای خودکامه هستند که ملتها رو با هم دشمن می کنند . در جنگ ما یک میلیون آرزو بر باد رفت . تا موجودی به نام صدام بتونه فدرتش رو مستحکم تر کنه .