دیروز والنتین بود ٬ کاری ندارم که این مال فرهنگ ما نیست و ما خودمون سه روز بعدش یکی داریم و از این حرفها ولی اینها همش بهانه هستن . بهانه هایی برای زندگی کردن . بهانه هایی برای اینکه بگیم هنوزم دلامون نمرده . دیروز یه جورایی خال و هموای سال نو رو داشت . صبح رفتم تو خیابون . مغازه های کادو فروشی پر از جوونهایی بود که اومده بودند واسه عشقهاشون هدیه بخرند . چیزی که واسم جالب بود بازه سنی خریدارها بود . از دخترهای دبیرستانی با روپوش مدرسه تا خانم های ۳۰-۴۰ ساله . چقدر این مناسبتها بهانه های خوبی هستند واسه ما . مثل بردن تیم ملی . تا بریزیم تو خیابون .

دیروز روز خوبی داشتم . شما رو نمی دونم .

پا ورقی :

شرمنده از انکه دیر آپ می کنم . یه مدت اصلا حس نوشتن نبود .

 

ساعت ویژه

یک ساعت ویژه عنوان یک داستان کوتاه و چذاب هست . خیلی وقتتون رو نمی گیره .

سیاسی می شوییییییم

به سلامتی اوضاع احوال ایران هم داره بدجوری به هم می ریزه . اتمی شدن ما هم عجب درد سری شده ها . من فکر می کنم این روندی که ما پیش گرفتیم مثل دو ماشین هست که دارن از هم سبقت می گیرند و یه ماشین هم داره از جلو میاد . ما که تخته گاز می ریم اگه سبقت بگیریم که خوبه و برد کردیم ولی اگه خدای نکرده نتونیم سبقت بگیریم و تصادف کنیم دیگه فاتحمون خوندست .

فعلا که تو این رینگ خونین ما موندیم و آمریکا و اگه تا چند ماه پیش قبل از تحریم آمریکا داشت چونه می زد با چین و روسیه که بذارن بیاد تو رینگ حالا باید همه چونه بزنن که این غول بی شاخ و دم از تو رینگ بیاد بیرون . به برکت اتمی شدنمون هم گوجه فرنگی شده کیلویی ۲۰۰۰ تومن . من فکر می کنم اگه تا دیروز غذای فقرا نون و گوجه بود حالا باید بشه نون و موز . چون تو میوه فروشی ارزون تر از موز من ندیدم .

البته من که خوشحالم . به هر ال این گلی هست که مردم خودشون به سر خودشون زدن و دست اجانب تو کار نبوده . حالا خودشون هم یه کم طعمش رو مزه مزه کنن . به قول بهنود می گفت مردم ما یک بار دارن مزه کاری که کردن رو می چشن .

با اینکه در این یه قلم موضوع نظرات ما و شما خیلی مهم نیست ولی خوب ما رو بی نصیب نذارید .