از دوبی به شما سلام می کنم . یک هفته هست اومدم اینجا هوایی تازه کنم و واقعا یک هفته زندگی کنم . بماند که نصف این مدت رو گرفتار یک ویروس عربی مزخرف بودم ولی در کل این یک هفته حیلی خوب بود .
اینجا دیدم که حاکمیت عقل و قانون چگونه میتونه ملتی رو طی 20 سال یه جایی برسونه که یک بهشت کوچک روی زمین واسه خودشون داشته باشند . اینجا زندگش در جریان هست و هر کس به تناسب امکانات مالی که داره از زندگیش لذت می بره .
توریستها از تمام جهان اومدن تا تعطیلات ژانویه رو در هوای بهاری اینجا بگذرونن و کلابها تا نیمه شب مملو از جمعیت هست .
اینجا پلیس مدافع شماست اگه کسی بخواد حقوقتون رو پایمال کنه .
چند شب پیش من و برادرم داشتیم با تاکسی برمیگشتیم خونه . تاکسی ها در دوبی باید حتما از تاکسیمتر استفاده کنند . راننده تاکسی اشتباها خروجی بزرگراه رو رد کرذ و مسیر رو کلی دور کرد . من و داداشم اعتراض کردیم و ازش خواستیم تاکسیمتر رو خاموش کنه چون ما نباید به خاطر اشتباه اون پول بیشتری بدیم ولی راننده گوشش بدهکار نبود . خلاصه برادرم کارت شناسایی راننده تاکسی رو گرفت و اونو مجبور کرد ما رو به اداره پلیس ببره تا ازش شکایت کنیم . بماند از اینکه در اداره پلیش چقدر به ما احترام گذاشتند . اونجا مسئول شیفت پلیس راننده رو 100 درهم جریمه کرد و خودشون شخصا با ماشین پلیس ما رو به خونه رسوندند . حالا مقایسه کنید پرتقالها را ........