یک هفته
سومین کتاب از تریلوژی پائولوکوئیلو رو می خونم . این سه کتاب با عناوین : 1- کنار رود پیدرا نشستم و گریستم 2- شیطان و دوشیزه پرین 3- ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد .
هر کدام از کتابها یک هفته از زندگی یک انسان معمولی با سه عنصر مرگ و عشق و قدرت هست . و نکته بسیار زیبای کتابها این هست که این انسانها انقدر معمولی هستند که هر کدام از ما به راحتی می تونیم خودمون رو جای اونها بگذاربم و ببینیم ما در اون شرایط چه کار می کردیم .
با مرگ شروع می کنیم ( ورونیکا می خواهد بمیرد ) . به راستی اگر بدانیم این هفته آخرین هفته زندگی ماست در زندگی خود چه تغییراتی می دهیم ؟ هر چی که تغییرات بیشتر باشه باید بدونیم که داریم الان تو زندگیمون اشتباه می کنیم . چون یک هفته که زیاده ما از ساعت دیگمون هم اطلاع نداریم و اینقدر خطرهای وخشتناکی در کنارمون هست که به راحتی ایده اینکه یک هفته دیگه فقط زنده باشیم چیز عجیب و غریبی نیست .
روزهایی که من در اورژانس بیمارستان دوره اینترنی رو می گذروندم هر روز صبح می گفتم چه کسانی هستند که الان با من از خواب بیدار می شوند ولی شب تاش دستان من برای برگردوندنشون به زندگی بیفایده هست و شب رو در سردخونه می خوابند و این سوالی بود که شبها جوابشو می گرفتم .
ولی بازم به این سوال فکر کنید که در هفته آخر زندگیتون چه کار می کنید .
÷ست بعدی راجع به یک هفته با عشق صحبت می کنیم .
هر کدام از کتابها یک هفته از زندگی یک انسان معمولی با سه عنصر مرگ و عشق و قدرت هست . و نکته بسیار زیبای کتابها این هست که این انسانها انقدر معمولی هستند که هر کدام از ما به راحتی می تونیم خودمون رو جای اونها بگذاربم و ببینیم ما در اون شرایط چه کار می کردیم .
با مرگ شروع می کنیم ( ورونیکا می خواهد بمیرد ) . به راستی اگر بدانیم این هفته آخرین هفته زندگی ماست در زندگی خود چه تغییراتی می دهیم ؟ هر چی که تغییرات بیشتر باشه باید بدونیم که داریم الان تو زندگیمون اشتباه می کنیم . چون یک هفته که زیاده ما از ساعت دیگمون هم اطلاع نداریم و اینقدر خطرهای وخشتناکی در کنارمون هست که به راحتی ایده اینکه یک هفته دیگه فقط زنده باشیم چیز عجیب و غریبی نیست .
روزهایی که من در اورژانس بیمارستان دوره اینترنی رو می گذروندم هر روز صبح می گفتم چه کسانی هستند که الان با من از خواب بیدار می شوند ولی شب تاش دستان من برای برگردوندنشون به زندگی بیفایده هست و شب رو در سردخونه می خوابند و این سوالی بود که شبها جوابشو می گرفتم .
ولی بازم به این سوال فکر کنید که در هفته آخر زندگیتون چه کار می کنید .
÷ست بعدی راجع به یک هفته با عشق صحبت می کنیم .
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۸۵ ساعت 15:13 توسط وحید
|