منجی
قبل از هر چیز باید از دوستانی که نظر میدند و من رو واسه بیشتر نوشتن تشویق می کنند تشکر کنم .
سوگل ٬ فریبا ٬ عابر ٬ ... ممنون .
تو مملکت ما چون همه چیز کلیشه ای شده آدم از درست فکر کردن بهشون وا می مونه . بزرگترین چیزی که در جامعه ما الان به صورت کلیشه در اومده و همین بزرگترین ضربه رو بهش زده مذهب و دین هست .
اینقدر همه جا تو گوشمون راجع بهش خوندن و هر کانال تلویزیون رو زدیم دیدیم راجع بهش حرف می زنن و هر کاری خواستیم بکنیم با اون توجیهش کردن که دیگه مذهب جایگاه خودشو از دست داده . ولی باید مدتی ازش دور بود و بعد وقتی یک صدای اذان رو می شنوی می بینی دلت واسه همه چیز تنگ شده . اون وقت هست ارزش معنویت رو می فهمی .
صبر کنید و لطفا صفحه رو نبندید . شاید به همین علت که گفتم٬ همین حرفهای منم کلیشه ای به نظر بیاد و این حرفها هم بره تو دسته حرفهایی که باید نگفتشون.
روز یکشنبه نیمه شعبان هست . سالروز تولد کسی که همه منتظرن بیاد و دنیا رو نجات بده . جدا از تمام حرفهای کلیشه ای که هر روز زده میشه و مداحیها و صدای فریاد آدمهایی که اینقدر بی ذوقند که حال آدمو به هم می زنن . ولی خود این مساله منجی نهایی مساله بزرگی هست . واقعا باید بشینیم روش فکر کنیم . فکر اینکه اگه اون نیاد و نباشه چه سرنوشت وحشتناکی دنیا داره . فکر اینکه انسانها چه جوری سر چیزهای احمقانه همدیگه رو می کشند ٬ چه حوری یه جایی تو این دنیا بچه های بی گناه از گرسنگی می میرند و یه لیوان شیر می تونه جون یه نفر رو نجات بده و یه جای دیگه سگها از خوردن گوشت گوسفند سنگ کلیه می گیرند .
یه نفر یه جای دنیا رو دندوناش الماس می کاره یکی دیگه تمام عمرشم کار کنه باز نمی تونه خوشحال باشه که بچه هاش امشب سیر می خوابن .
یه جا همه گلوی خودشونو واسه حقوق حیوانات پاره می کنن و یه جای دیگه زن و بچه صد تا صد تا تیکه تیکه میشن و کسی صداش در نمیاد.
این فکرا منو ناچار می کنه امیدوار باشم یکی یه روز بیاد و این همه زشتی رو تموم کنه وگرنه حالم از همه چیز این دنیا به هم می خوره .
یکشنبه سالروز تولد اون هست . بیاید بهش فکر کنیم و از خدا بخوایم یه روز همه این بی عدالتی ها و کثافتها رو از روی زمین بر داره .
من شنبه و یکشنبه و دوشنبه کشیک هستم . سه شنبه میام و نظرها رو می خونم .