یک سوال بزرگ در روابط انسانی جوامع بشری وجود داره . در برابر افراد ضعیف جامعه چقدر مسئولیم ؟ جواب این سوال یکی از دغدغه های مکاتب مختلف فلسفی در طی تاریخ بوده است . یک سوی این فلسفه فاشیسم و سوی دیگر ان کمونیسم است .آیا اگر جوامع بشری انرژی و ثروت خود را صرف کمک به مستضعفین و محرومین جهان کرده بودند امروز این پیشرفتها وجود داشت ؟‌اصولا اگر با یک همسفر زخمی در یک بیابان بی آب و علف تنها باشید ترجیح می دید اونو به دوش بکشید و دو نفرتون از تشنگی و گرسنگی بمیرید یا اینکه اونو می گذارید و سعی می کنید خودتون رو نجات بدید با یک نیم نگاه به اینکه اگر شما نجات پیدا کنید ممکنه بتونید اون رو هم نجات بدید.  آیا اگر دغدغه انسانها و جهان گرفتن دست ضعفای جهان بود اکنون شما پای اینترنت نشسته بودید و این مطلب رو می خوندید یا اینکه در مزارع بزرگ در حال شخم زدن با گاو اهن بودیم تا بتونیم شکم 6 میلیارد نفر رو سیر کنیم. آیا راحتی امروز ما مدیون آدمهایی نیست که ننگ شقاوت و بدی و بی رحمی رو در فلسفه اخلاقی ما به جون خریدند تا ما امروز زندگی بهتری داشته باشیم ؟ آدمهایی که بد بودند تا ما بتونیم از خوب بودن خودمون لذت ببریم . اینها خیلی سوالات سخت و بی رحمانه ای است . سوالهایی که بعضی وقتها ترجیح می دیم بهش فکر نکنیم . البته در واقع همه ما جزئی از این افراد بی رحم هستیم . افرادی که وقتی یک فقیر در خیابون می بینند برای ارضای حس اخلاق گرایانشون دست در جیب می کنند و در سخاوتمندانه ترین حالت یک اسکناس 1000 تومنی بهش می دهند و بعد مسرور و مغرور از این حس بشردوستانشون به راهشون ادامه می دهند . 1000 تومنی که این روزها پول 2 تا نون سنگک هست . هدف از این پست تفکر بیشتر در اصوا اخلاقیمون بود و به چالش کشیدن اون . چون خودمم در این چالش اسیرم و جواب درستی براش ندارم . فقط می دونم نمی تونم از امکاناتی که به واسطه اون تفکر بی رحم ایجاد شده استفاده کنم و به اون تفکر بد و بیراه بگم .