قصدی برای به روز کردن وبلاگم حداقل تا زمانی که اینجا در ایران هستم نداشتم ولی این جریان باطل شدن انتخابات ببخشید امتحانات تخصصی پزشکی به من چنان فشاری وارد کرد که به نظرم اومد حتی برای تخلیه کردن روانی هم که شده باید چند سطری بنویسم . من فکر می کنم در یک جامعه در برخورد با شهروندان کلا سه نظریه وجود داره . یا شهروندان جامعه قدر یک گوسفند هم ارزش ندارند که مثالش رو می تونیم تو بعضی کشورهای آفریقایی ببینیم که گله گله  آدم توش می میره به کسی هم بر نمی خوره . یا قدر انسان ارزش دارند مثل خیلی از ملل متمدن یا کلا قدر همون گوسفند ارزش دارند مثل جامعه خودمون . وقتی می گم قدر گوسفند ارزش داریم واسه اینه که واسه مناسبتها و انتخاباتها و تظاهراتها و اعلام حمایتها ارزش داریم به صورت گله ای وگرنه به صورت شخصی  ارزشی نداریم . چون اگه ارزش داشتیم با یکی از نخبه ترین و سخت کوش ترین اقشارش که همون پزشکان جوانی که با یک رویایی اومدن و عین .... کار می کنن و آخرش هم کسی محل بهشون نمیگذاره این برخورد نمی شد . من که خودم بعد از فارغ التحصیلی تکلیفم رو روشن کردم و تصمیم گرفتن به هیچ وجه دیگه در این سیستم پزشکی باقی نمونم و خوشبختانه به این عهدی هم که با خودم بستم تا امروز پایبند موندم و روز به روز هم می فهمم چه تصمیم درستی گرفتم . در جامعه ای که ملاک رشد علمی و آکادمیک هر معیاری باشه جز معیارهای علمی و آکادمیک چرا باید سر رو زیر برف کرد و خود رو به ندیدن زد . ولی غصه من برای دوستانی هست که با استرس زیاد این روزها رو گذروندن . مرخصی هایی که جمع کرده بودن رو استفاده کردن . شب ها بیداری کشیدند و یک سال از عمرشون رو در اتاقها و کتابخانه ها گذروندن و امتحانی دادن و فرداش در کمال ناباروری خیلی ساده شنیدن همش کشک بوده . به همین راحتی . بعد رادیو میگه آمادگیتون رو حفظ کنید تا 27 فروردین . اگه هم باز کنسل بشه بهتون خبر می دیم . امیدارم دوستام بتونن روحیه شون رو حفظ کنن و موفق بشن . از دوستانی هم که این مطلب رو می خونن و بهشون بر می خوره واقعا عذرخواهی می کنم .