اول مهر

اول مهر همیشه برام یک روز نوستالژیک هست . جالب بود که همیشه از چند روز مونده به اول مهر حال من گرفته بود و داشتم می شمردم چند ساعت یا چند دقیقه از تعطیلاتم باقی مونده و شبش هم واقعا حالگیری بزرگتر ولی همین که صبح پا می شدی و می رفتی مدرسه و حیاط آب و جارو شده رو می دیدی یه حس دیگه بهت دست می داد . روزهای اولش خیلی همه چیزم منظم بود . مداد و پاک کن سالم تو جا مدادی . دفتر ها تمیز و قشنگ . کتابها جلد گرفته . با خط خیلی قشنگ تو دفترم می نوشتم و به خودم قول می دادم امسال باید بترکونم . ولی یه هفته که می گذشت همه چیز خراب می شد . یه چیزی رو موندم . چرا چند سال دولت می خواست اول مهر زدایی کنه ؟ مگه اول مهر هم مال طاغوت هست ؟ یه سال 20 شهریور رفتیم کلاس یه سال 25 شهریور . مگه اول مهر چش بود ؟ اول مهر ما با اول مهر الان البته خیلی فرق داشت . اصولا نسل ما رو اینقدری که نسل الان داره تحویل گرفته می شه تحویل نگرفتن . یکی از کابوسهای اول مهر ما این بود که موهامون رو با شماره 8 نتراشیده باشیم . اونوقت بود که وقتی ناظم بداخلاقمون داشت وسط صفها قدم می زد قلبمون میومد تو دهنمون که الان بیرونمون نکشه . هممون 1000 تا خاطره از اول مهر داریم . یاد دوران شیرین کودکی بخیر.