۲۸ سالگیم تموم شد . دارم به سنی که ازش متنفرم نزدیک می شم . تنها راه خلاصی از این تنفر اینه که ردش کنم . خیالم راحت بشه که دهه بیست تموم شد .

دیشب دوستان نزدیکم برام تولد گرفتن . احساس خوشبختی کردم دیشب . از داشتن این دوستان که منو دوست دارن .

روزهای جدایی نزدیکه . و ما می مونیم و چند تا عکس و یه دنیا خاطره که با بیاد آوردنش لبخندی بزنیم و بوی این روزها رو استشمام کنیم .

باید خاطره ساخت . برای روزهای یکنواخت پیش رو .