تبليغاتX
دنیای من

دنیای من

از این دنیا چه می بینم

خرداد

این روزها یاد روزهایی میفتم که همه شاد بودن و به هم لبخند می زدن . یاد روزهایی که امید در چشمان همه موج می زد . روزهای خوب زود می گذرند حتی اگه بخوای دو دستی نگهشون داری .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 2:30  توسط وحید  | 

به یاد گذشته

اولین پستم در این وبلاگ بر میگرده به 18 مرداد 85 . و در اون دلیل وبلاگ نویسیم رو نوشتم .

"میدونم هنوز بیننده ای ندارم

ولی من اینجا نمینویسم جز واسه دل خودم

میخوام ببینم در اینده امروز چه فکرایی میکردم"


خیلی وقتها نتونستم برای دل خودم بنویسم . چون ترسیدم چیزی که در دلم هست رو به زبون بیارم . ولی امروز که مروری بر نوشته های گذشته گردم ، امروزی که آینده دیروز هست ، بند دوم پست اولم می بینم عملی شده . واسه خیلی پستها باورم نمی شه اینها رو من نوشتم . چقدر من تغییر کردم . ........................


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 21:20  توسط وحید  | 

انتظار

این روزها  مهمترین دغدغه من اومدن مدیکال کانادا و رهایی از این بلا تکلیفی هست . یکی از کارهایی که خیلی دوست دارم و بهم کمک می کنه خوندن وبلاگ کسانی هست که مثل من برای مهاجرت اقدام کردند و در وضعیت مشابه من هستند . واقعا انتظار چقدر سخت هست . راستی عینکی شدم . خودم رو که با عینک تو آینه می بینم نمی شناسم . اگه کارم واسه مهاجرت درست شد می خوام اسم وبلاگم رو به " من و عینکم در کانادا " تغییر بدم . چون اینها اولین تغییرات جدیدی هستند که تو 30 سال دوم زندگیم قراره باهاشون کنار بیام . در ضمن یه چیزی می گم از من بشنوید . هر تغییری بخواید تو زندگیتون بدید مظمئنا خیلیا باهاش موافق یا مخالفند . اگه بخواید به حرف بقیه گوش بدین کلاهتون پس معرکه هست . تو همین کار مهاجرتم خیلیا میگن کارت خوبه خیلیا هم فقط آیه یآس می خونند . منم واسه اینکه حوصله بحث ندارم باهاشون ابراز موافقت می کنم. ولی همیشه کاری که ته دلم فکر می کنم درسته می کنم . اگه راضی بودم که چه بهتر . اگه راضی هم نبودم در آینده و پشیمون شدم حداقل می گم فکر می کردم این کار درسته . مگه ما تو این دنیا نباید حق اشتباه داشته باشیم ؟؟؟؟؟ . فقط همیشه سعی می کنم این جرات رو داشته باشم که اشتباهمو بپذیرم و در راه اصلاحش قدم بر دارم . در ضمن یک عقیده هم دارم . تو تهدید ها همیشه فرصتهای طلایی به وجود میاد . این هوش و ذکاوت انسان هست که می تونه یک تهدید رو به فرصت تبدیل کنه .

یه مدت پیش  فیلم پیامبر ( prophet)  رو از سینمای فرانسه دیدم . فیلم ماجرای یک عرب هست که در سن 19 سالگی به خاطر جرمی به 6 سال زندان محکوم میشه و با یک کفش پاره و 50 یورو پول به زندان میره . اونم تو کشور فرانسه با دیدگاههای نژاد پرستانشون . ولی از تهدید زندان استفاده می کنه و وقتی در سن 25 سالگی از زندان بیرون میاد یکی از روسای مافیای پاریس هست که 5 تا مرسدس بنز اسکورتش می کنن . البته این مثال بود نگید من تبلیغات واسه خلاف می کنم . خلاصه ما  همچنان منتظر هستیم .

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 2:43  توسط وحید  | 

ارزانی



دوره ارزانیست . چه شرافت ارزان . تن عریان ارزان . و دروغ از همه چیز ارزانتر . آبرو قیمت یک تکه نان و چه تخفیف بزرگی خوردست قیمت هر انسان .

شاعر‌: ناشناس
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:33  توسط وحید  | 

'گفتار ناسیونالیستی

من مست هوای شیراز بعد از باران و بوی گل و عطر بهار نارنج به این می اندیشم که الکی نبوده آقای کورش هخامنشی از بین این همه جا از هند تا اروپا و از روسیه تا شمال آفریقا شیراز رو پایتخت بهاره خودش کرده .


+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 1:34  توسط وحید  | 

نسل 90 = نسل یک میلیون تومانی

داشتم فکر می کردم ما تو خونه بهداشت خودمون رو جر می دادیم تا به مردم روش های ضد بارداری یاد بدیم و به 1000 بدبختی به پیرمردا بفهمونیم بابا بعد از 13 تا بچه همه میدونن اجاقت کور نیست تو رو خدا یه استراحتی به خودت بده . حالا یکی میاد میگه باید جمعیتمون زیاد شه تازه برای تشویق به بچه دار شدن یک میلیون هم میدیم . بچه های دهه 60 و 70 و80 که به عشق پول به دنیا نیومده بودند چه تحفه ای شدند که حالا نسل بچه های 90 که به عشق یک میلیون تومان پا به دنیا می گذارند چی قراره بشن . خدا رحم کنه فقط.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 2:43  توسط وحید  | 

چس فیل

یکی از سوالهایی که همیشه از زمانی که دست راست رو از چپم تشخیص دادم این بود که چرا اسم ایرانی پاپ کرن چس فیل هست . آخه این نامگذاری یه جورایی ربط آقای گودرزی به آقای شقاقیان هست .حالا اگه وزنش یک کیلو دو کیلویی بود یه چیزی نه یه فسقل پاپ کرن رو بگن چس فیل .یه مدت هم فکر می کردم این یک کلمه بی ادبانه شیرازی هست و بقیه جاهای مملکت بهش یه اسم دیگه دادن. بعد از انقلاب صنعتی در ایران هم این محصول به صورت صنعتی تولید شد اسمش رو گذاشتن پف فیل . دیگه برای من 100٪ مسجل شد که واقعا این اسم یه اسم ملی هست معنی بخش اولش هم همون معنی بوی بد هست که با سانسور تبدیل به پف فیل شده . حالا بعد از سالها تحقیق و تفحص در منابع عهد عتیق و عهد جدید و رفرنسهای تاریخی به منشا این نامگذاری پی بردم و یکی از مسائل لاینحل زندگیم حل شد .

واقعیت این هست که این پاپ کرن برای اولین بار توسط یک کمپانی انگلیسی به نام چسترفیلد به این مملکت وارد شده و از اونجایی که ملت حوصله این اسم طولانی و خارجی رو نداشتن در طی قرون متمادی اسمش رو به چس فیل تغییر دادن .(احتمالا این کلمه توسط شیرازیها که به زرنگی و سخت کوشی معروف هستند اولین بار استعمال شده) .

این مطلب علمی کاربردی رو گذاشتم گفتم شاید این سوال واسه شما هم وجود داشته و شما رو از تاریکی جهالت خارج کنم . بعدش نگید همش دارم تو این وبلاگ نق می زنم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 21:15  توسط وحید  | 

گوا

تعطیلات عید رو به همراه یکی از دوستان در گوا گذروندم . گوا مجموعه ای از سواحل بسیار زیبا در کشور هند هست و سالانه پذیرای هزاران توریست از تمام جهان . این منطقه تا 50 سال پیش به مدت 5 قرن مستعمره کشور پرتغال بوده و اونها از این منطقه به عنوان پایگاه خود برای گسترش قلمرو دریایی خود استفاده می کردند . هنوز افراد سالخورده در گوا به زبان پرتغالی صحبت می کنند و به راحتی میشه نشانه های زیادی از معماری و آداب و سنن پرتغالی ها رو اونجا دید . جهت اطلاع دوستانی که قصد سفر و دیدن این سواحل زیبا رو دارند بگم که از شیراز یک روز در میان با هواپیمایی ایر اربیا پرواز هست و ویزای هند رو هم می تونین با مراجعه به آژانس های مسافرتی بگیرید . من انتظار داشتم مردم گوا هم مثل چینی ها حقه باز باشند ولی در کمال تعجب با مردمی بی نهایت مهربان و دوست داشتنی مواجه شدم . مردمی که برای بدست آوردن در آمدی کم شبانه روز در حال تلاش بودند و حتی در اوج خستگی هم باز با روی گشاده با ما برخورد می کردند . 

خلاصه در مدت 10 روز در سواحل اونجا خودمون رو جزغاله کردیم و به پریروز به مملکت گل و بلبل خودمون بر گشتیم.



+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 11:32  توسط وحید  | 

روزهای اول سال علاوه بر شادی که همراه خودش داره و احساس طراوت و تازگی که نو شدن طبیعت به همراه خودش میاره یک حس دلهره هم همیشه برام داره . حس دلهره از اینکه امسال چه اتفاق های خوب و بدی برام میفته . سال 88 با همه خوب و بدیش گذشت . دفتر نه چندان پر برگ عمر ما یک ورق دیگه خورد و همه اتفاق های امسال به خاطره ها پیوست . امیدوارم سال 89 برای هممون پر از شادی و نیک روزی باشه .

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گُل بدمد باز تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین می دهدت پند ولـــــی
وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالـی دگرســـت
حيف باشد که زکار همه غافل باشی
نقد عــمرت ببرد غصه دنيا به گــــــــــزاف
گر شـب و روز درين قصه مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بيم زماتابر دوست
رفتن آسـان بُود ار واقــف منزل باشی

حافظا گر مدد از بخـــت بلـــدت باشد
صيد آن شاهد مطبوع شمايل باشی

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 18:59  توسط وحید  | 

روز جهانی زن

امسال سال زنها بود . چه در ایران چه در خارج از ایران . توضیح بیشتر نمی خواد.

احتمالا آقای جیمز کامرون بعد از مراسم اسکار هم نسبت به زن سابقش این حس رو داره . چون امسال  بعضی زنها نشون دادند که از ما خیلی قوی ترن .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 15:27  توسط وحید  |